آقای رایمون

« وبلاگ کامل غلامی »

آقای رایمون

« وبلاگ کامل غلامی »

آقای رایمون



« کاناوارو»

جمعه, ۱۸ خرداد ۱۳۹۷، ۱۰:۳۸ ب.ظ



اصلن نمیفهمیدم دنیاش رو. مثل همون خبرنگارایى که صحبتهاى مورینیو توى مصاحبههاش رو نمیفهمن. هى گسسته میشدیم که یکم توى فاز خودش و علاقهمندیاش قدم برداریم ولى هى دورتر میشدیم از این فازه. نه اینکه نخوایمها،نه. بلد نبودیم. خب آخه کسى بهمون یاد نداده بود چهجور میشه دلِ اینجور آدما رو به دست آورد. حافظهمونم که اندازه جلبک بود و بعدِ آشناییمون باهاش به موجودات تکسلولى تقلیل پیدا کرد. هیچى یادمون نمیموند. ساعتمونو زنگ میذاشتیم که حواسمون باشه یادش باشیم. که حواسمون باشه هر ساعت بهش پیام بدیم و احوالشو بپرسیم و از اینکه داره توى دلتنگى سر میکنه غممون بشه و سعى کنیم یه کارى کنیم یه نموره خوشحالتر بشه توى این دورهزمونهى لاکردارِ نامروت.
البته اونم کم حواسش به ما نبودا. الحق که حواس
جمع بود. آمار کل فالوورهاى اینستامونو داشت. پروفایل همهى ممبراى کانالمونو چک کرده بود. یهجورى حواسش بهمون بود که کاناوارو وسطِ دفاعخطىهاى اینتر هم اینقد به خط حمله تیم مقابل حواسش نبود. ساعت خواب و بیدار شدنمون توى روزاى مختلف هفته رو نوشته بود توى Note گوشیش و هر وقت میدید بیداریم و پیام نمیدیم می‌اومد خِرِمون رو میچسبید. البته این قضیه یخورده باعث رنجشمون هم شده بود. مشکلِ اون Noteـه این بود که زماناى سپرى شده توى مستراح و اینجورجاها رو نمیتونست مورد عنایت قرار بده و محاسبه کنه. چوبشو هم ما بایس میخوردیم. اصلا از وقتى که باهاش آشنا شدیم مستراح رفتنامونم تحت تاثیر قرار گرفت! کم میرفتیم. سریع هم میومدیم بیرون. جالبیش هم اینجا بود که معده و رودهمون بطور سیستماتیک با این قضیه کنار اومده بودن و یه روزم «اخ» نگفتن به این جفاهایى که بهشون شده. نمیدونستیم عاشقیّت روى سلولهاى روده هم تاثیر میذاره. ولى انگارى میذاره. انگاری خیلی چیزا هست که عاشقیّت میتونه روشون تاثیر بذاره. شبیه برگِ برنده میمونه. شبیه تعویضهای دیقهی 88ِ مورینیو که میاد و نتیجهی بازیو عوض میکنه. شبیه تکل از پشتهای موفقِ کاناوارو که یه گل رو به جون میخره. درسته خیلی دقیق نمیفهمیدیم دنیاش رو ولی از وقتی آلارم گوشیمونو به اسمش عوض کردیم و یه آهنگِ لایت گذاشتیم روش دنیا برامون قشنگتر شده. انگاری سه هیچ ازش جلوییم و بازی هم رسیده به دیقه ی 90




۹۷/۰۳/۱۸

نظرات  (۶)

بالاخره کاپیتان یا کاناوارو؟ :)
فقط اون جاش که ساعت کوک میکردی که یادت بمونه دوسش داشته باشی👌
به به فقط داستان بنویس 

پاسخ:
فقط کاپیتاننننن :))
مرسی مرسی. لطف داری
۱۹ خرداد ۹۷ ، ۰۰:۲۳ آسـوکـآ آآ
عشق چه کارایی که نمیکنه
پاسخ:
عشق خیلی کارا میکنه. خیلی
آهان الان از داداشم پرسیدم گویا کاناوارو یه زمانی کاپیتان ایتالیا بوده.... 
بنده همون بچگی که دروازه بون پسرا بودم تو کوچه با فوتبال خداحافظی کردم و از قوانینش فقط گل رو متوجه میشم در حال حاضر..... 
گمان کنم کاپیتان و بلاگ  رو فراموش کردن  کنترل کنن  : ) ) )
پاسخ:
آره. کاپیتان تیم ملیشون بوده
مرسی که لااقل گل رو میدونی :))
:))
مثلا  همه چی از اونجایی شروع شده باشه که دختره بهت گفته: احتمالا تو از مسی خوشت میاد؟

* برای توضیح میشه گفت تو یه سریال کره ای یه دختره از یه پسره خوشش میاد و این جمله رو به پسره میگه و دوستاش ازش میپرسن دلیلشو. و اونم میگه چون دخترایی که از فوتبال سردرمیارن به نظر پسرا جذاب تر میان.
البته شاید هیچ ربطی نداشته باشه ولی خب این چیزیه که به ذهنم رسید.

پاسخ:
اصلن همون روزی که دیدمش الکلاسیکو داشت بابا :))
نمیدونم چرا هیچوقت از فیلمای کره ای خوشم نیومده -__-
۱۹ خرداد ۹۷ ، ۰۲:۰۲ -دایناسو ر-
موقع خوندن چندباری یاد چهرازی  افتادم.
پاسخ:
هوم. خوبه یا بد؟
۲۲ خرداد ۹۷ ، ۰۲:۵۴ -دایناسو ر-
بستگی به آدم و سلیقه اش و نگاهمون داره.
میشه گفت توجه منی که چهرازی رو دوست دارم و گاهی یه جمله هاییش رو زمزمه میکنم، جلب کرد.
پاسخ:
هوم. خوبه خداروشکر. مرسی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">