آقای رایمون

وبلاگ کامل غلامی

آقای رایمون

وبلاگ کامل غلامی

آقای رایمون

۶ مطلب با موضوع «هشتگ کامل غلامی | ترانه» ثبت شده است

«فرمانده»

جمعه, ۲۴ فروردين ۱۳۹۷، ۱۰:۲۷ ق.ظ




عطرت دوباره خونه رو پر کرد
وقتى پلاکت سرخ و خونى شد
تیتر یکِ اخبار بم فهموند
باباى من هم آسمونى شد

برگشتى تو تابوتِ خالى که
با استخوناى تو پُر میشه
وقتى شبیخون میزنن هر شب
باید یکى مون باز زخمى شه

"از توپ و ترکش ها قوى تر باش"
حرفات برا من یادگارى شد
سهمِ من از دستاىِ مردونه ت
سهمیّه هایى که ندارى شد!

از تو چى مونده جز یه قاب عکس؟
عکسات که چن ساله رو دیوارن!
چن ساله حقت رو ادا کردن:
اسمت رو رو هر کوچه میذارن!

گفتن که این جنگ اشتباهى بود!
درهاى صلحِ دورو رو کردن
وقتى که بُردم توى بازى شون
سهمیه ى کنکورو رو کردن!!

خیلى کسا عکسا گرفتن بات
تا واسه هر کى که بخوان کَس شن!
اسمت رو بردن تو مجوزها!
 تا دزدیاشونم مقدس شن!

انگ و دروغاشون برا ما موند
جنگه هنوزم! وقتى خون میدیم
خوش بگذره با خوش خیالى تون
ما تو صفِ بنیاد جون میدیم

اونا که جونِ تو براشون رفت
با رفتنت دنیارو حظ کردن
اونا نه تنها راه کج رفتن
راه خدا رو هم عوض کردن!

پاشو که من تنهایى میجنگم
با دشمنایى که خیالى ان
باید بجنگى! پاشو فرمانده
هرچند دستاى تو خالى ان

حکم عقب گردو نده بابا
بسه برامون پر زدن بى بال
بسه برامون ژستِ آزادى
بسه برامون اسمِ استقلال

دستاى من بالاست چن ساله
دشمن منم یا اون که بد کرده؟
حالا که این جنگ اشتباهى بود
میشه بگین فرمانده برگرده؟!
 

#کامل_غلامی



  • ۹ نظر
  • ۲۴ فروردين ۹۷ ، ۱۰:۲۷
  • کامل غلامی

ایام غم

چهارشنبه, ۸ شهریور ۱۳۹۶، ۱۱:۰۴ ق.ظ


  "رسید مژده که ایّام غم ..." ‎همه‌ش کشکه!
‏‎غمى که واسه توعه تا همیشه همرامه
ببین که زخمِ تنم با نمک قوى‌تر شد
‏‎همیشه رد نمک رو تمومِ زخمامه

خبر رسید که این عشقِ زهرمارىِ تو
کشیده شد به لجن پیش چشم خاطره‌هات
‏‎براى من که اصن خاطرت عزیز نبود!
‏‎براى تو که چقد لکه داره رابطه‌هات!

همیشه حقِ تو بوده که عاشقت باشن
‏‎به اسمِ عشق براتم که کم نمیذارن
‏‎"ز مهربانىِ جانان طمع مبر حافظ"
‏‎که گرگ‌ها واسه هر کارشون هدف دارن

‏‎چه سودهاىِ عجیبى که بُردن از وضعم
‏‎ رفیق هاى نجیبى! که سنگِ رو شیشه‌ن
‏‎"چه جاىِ شکر و شکایت ز نقش نیک و بد است"
‏‎که خوبیاىِ منم آخرش ضرر میشن!

‏‎بیا عزیزِ دلم حرف ارزشى نزنیم!
‏براى اینکه برام ارزشى ندارى تو
‏‎برو عزیزِ دلم! تو عزیزِ اونایى
‏‎برو ادامه بده صحبتاىِ کاریتو!

‏‎نمون کنارِ من این روزهاى مسخره رو
‏‎برو! اگر چه که رو گونه‌هاى تو اشکه
‏‎غماى تلخ همیشه قوى ترم کرده
‏‎"رسید مژده که ایام غم ..." همه‌ش کشکه!


#کامل_غلامی


  • ۰ نظر
  • ۰۸ شهریور ۹۶ ، ۱۱:۰۴
  • کامل غلامی

اشتباه

سه شنبه, ۵ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۰:۰۵ ب.ظ

عاشقت میشمو نمی فهمی
عاشقی یه جنونِ ذاتی بود
تو نباشی چقدر "شیرین"ه
بی تو این زندگی "نبات"ی بود
"دور بودیمو حس نزدیکی
اشتباهِ محاسباتی بود" *

رابطه بینمون ... مناسب نیست
فاصله بینمون ... آره خوبه!
میرم از کوچه های غمگینت
تو همین جا بمون ... آره خوبه!
عشقمون هم که رنگ رنگ شده
مثلِ رنگین کمون! آره! خوبه؟

رفتنت مثلِ رفتنِ جون، نه!
گریه هاتم گلابِ کاشون، نه!
عاملِ ابرای سیاه تویی!
سهمِ من قطره های بارون؟ نه!
فک کنم تیکه ی نچسب منم
بعدِ من حالِ شهر میزون، نه؟

حسِ تلخی که داشتم واسه -
- روزهایِ عجیبِ دوری بود
هر بلایی که اومده به سرم
راه حلش فقط صبوری بود
رفتنت خنده مو عوض کرده
خنده هام یادته چجوری بود؟!

اشتباهی که کرده بودیمو
عشق داره تقاص پس میده
دنیا هر چی گرفت سالم ازت
داره خیلی قناس پس میده
عشق حالا جوابِ ماها رو
با دوتا شاخه یاس پس میده

این دوتا شاخه یاس یعنی تو
دردهای قناس یعنی تو
اشتباهات ایناس: یعنی تو -
- عشق رو اشتباه می دیدی
اشتباهی تقاص پس میدی
هیچ چیزی ازم نفهمیدی

تف به مردی که قیل و قال نداشت
مزه ی زندگی ش نباتی شد
تف به پروانه ای که بال نداشت
عاشقیش یه جنونِ ذاتی شد
تف به جبری که احتمال نداشت
اشتباه محاسباتی شد


*آرین داوودی

#کامل_غلامی

  • ۰ نظر
  • ۰۵ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۲:۰۵
  • کامل غلامی

دیوار

شنبه, ۲ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۹:۰۶ ب.ظ


درسته که دیوار بوده جلوم
ولی کم نیاوردم و تاختم
جلو سختیا خم نشد پشتمو
من این زندگی رو خودم ساختم

#کامل_غلامی


  • ۰ نظر
  • ۰۲ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۱:۰۶
  • کامل غلامی

زنده گی

شنبه, ۲ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۵:۰۶ ب.ظ


زندگی چیز قشنگیه ولی واسه ما نه!
واسه ما جهنمه،  آتیشِ سختی میباره
شماها خوشین کنارِ همدیگه خیلی زیاد
روبه ماها هرچی که دیده میشه یه دیواره

#کامل_غلامی


  • ۰ نظر
  • ۰۲ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۷:۰۶
  • کامل غلامی

کودتا

جمعه, ۳ دی ۱۳۹۵، ۱۱:۰۷ ق.ظ
 

به خیابون نگاه می کردی
تا که با عشق کودتا بکنی
اسمِ من رمزِ کودتای تو شد
ممکنه اسممو صدا بکنی؟

تویِ شهری که عشق ممنوعه
عاشقی نیس(ت) کار هر مردی
صادقانه مصدقت شدمو
وحشیانه تصرفم کردی

کودتایی که جنسِ عاشقیه
روزهایی که سرزمینِ تنم -
- تویِ زندونِ تو اسیر شده
حرفِ آزادیو چرا بزنم؟!

چشم هاتم شبیهِ شورشیا
هر چی بود و نبود، نابودن
دولتی از تو رویِ کار اومد
که وزیراشم عاشقت بودن!

تیره کرده تمومِ شهرِ منو
تارِ موهای مشکی و کوتات
انقلابی عجیب رخ میده
لابه لایِ دو خطِ ابروهات

هر خشابی که از تو خالی شه
یه نفر عاشقونه جون میده
پاسبونی عقب عقب میره
پرچمِ صلح رو تکون میده

چشم هایِ سیاهِ شورشیو
حمله ور کن به شهرِ آوارم
"من به اشغالِ تو در آمده ام
صهیونیسمی که دوستش دارم"*

 

#کامل_غلامی

* بیت از یاسر قنبرلو


  • کامل غلامی