آقای رایمون

« وبلاگ کامل غلامی »

آقای رایمون

« وبلاگ کامل غلامی »

آقای رایمون



۸ مطلب در دی ۱۳۹۴ ثبت شده است


روبه روی میز کامپیوتر نشسته ام. در حالیکه کامپیوتر خاموش است. جزوه ی فیزیولوژی را گذاشته ام در جای مخصوص کیبورد و شروع میکنم به خواندن :"هورمونها از نظر ساختار به دو نوع 1.پپتیدی و 2.استروئیدی تقسیم می شوند. تقسیم بندی دیگری از هومونها وجود دارد که آنها را به 4 دسته تقسیم می کند." چهار صفحه از جزوه را می خوانم و حس میکنم دارم بالا می آورم. نه اینکه جزوه بد باشد. نه ... اتفاقا جزوه را یکی از دخترهای خوش خطِ کلاس نوشته. خوب هم نوشته ولی خب ...  جزوه را کنار می گذارم. گوشی را بر میدارم و می روم توی پوشه ی Recording آخرین دکلمه ای را که انجام داده ام گوش میکنم. ترانه ای از میثم بهاران را دکلمه کرده ام که آهنگ زیر صدایش هم آهنگی از فریبرز لاچینی است. بعد از اینکه (نمیدانم چندبار) دکلمه را گوش می دهم، گوشی اخطار میدهد که گوش دادنِ طولانی مدت به آهنگ برای شما ضرر دارد. اعتنایی نمی کنم. می روم سراغ دکلمه های علیرضا آذر. "تومور2 / هم مرگ / دودریک" از بهترین دکلمه هاییست که تا کنون شنیده ام. تویِ حال و هوای خودم هستم که گوشی بدون اینکه اخطاری بدهد خاموش می شود. ظاهرا شارژش تمام شده بوده و من متوجه اخطارش نشدم. گوشی را میزنم توی شارژ. جزوه را دوباره میگذارم رو به رویم و فکر میکنم چرا باید هورمونها یکجا دو نوع باشند و یکجا چهار نوع !


۱۱ نظر ۲۵ دی ۹۴ ، ۲۰:۲۵
کامل غلامی


برو

هست مکتبهایی که توو اون

بدون امتحان

قبولی ..!


معین ز - از آلبوم درس عشق


۲۵ دی ۹۴ ، ۱۶:۵۱
کامل غلامی

اصلا ولش کن شعر را
سیگار داری ؟!


۱۱ نظر ۲۳ دی ۹۴ ، ۱۱:۴۰
کامل غلامی


[ این جا قرار بود یک متن در مورد یک هم دانشگاهی نوشته شود. ولی به دلیل بازدید بالای این وبلاگ! و امکان رسیدن این متن به آن هم دانشگاهی، از نوشتنش صرف نظر میکنم. یعنی نوشته ای که یک ربع راجع بهش فکر کرده بودیم را پاک میکنیم. شعر میخوانیم بجاش! ]



+ در فرجه ها گاهی به تو که فکر میکردم

مشکیِ چشمانت به درسم غالبیت داشت

گفتی که حرفِ عاشقانه مالِ بعد از ترم

انگار درس و مشق هایت ارجحیت داشت

                                                            #کامل_غلامی


۱۲ نظر ۱۷ دی ۹۴ ، ۱۰:۲۲
کامل غلامی


پریدن

کارِ گنجشک های بی جا و مکان است

آن گنجشکی که روی سیم برق نشسته

یا پایش گیر است

یا دلش

#کامل_غلامی



| متاسفانه در مود عکاس این عکس اطلاعی ندارم ... 



۸ نظر ۱۴ دی ۹۴ ، ۰۹:۵۱
کامل غلامی

داشت دایجستیو میخورد و چای مینوشید

رضا صادقی گوش میداد (هوا سوز داره لباست کمه / منو تن کن و توو خیابون بیا ... )
و وبلاگ دوستانش را با دقت مرور می کرد
فرجه ی امتحانات شروع شده بود


۲۴ نظر ۰۹ دی ۹۴ ، ۱۰:۴۴
کامل غلامی


هیچی مثل دوچرخه سواری های دوران کودکی نیست

حتی گُل زدن به بایرن توی فینال جام باشگاه های اروپا توی دیقه ی 90 !


۱۵ نظر ۰۵ دی ۹۴ ، ۲۱:۲۰
کامل غلامی


پیمان: دوست دارم اونی که منو میکُشه از روو نفرت بکُشه، نه از روی وظیفه

 بابک حمیدیان در فیلم سینمایی من دیه گو مارادونا هستم اثر بهرام توکلی



۱۶ نظر ۰۴ دی ۹۴ ، ۱۳:۳۵
کامل غلامی