آقای رایمون

« وبلاگ کامل غلامی »

آقای رایمون

« وبلاگ کامل غلامی »

آقای رایمون



565.

دوشنبه, ۲۳ آذر ۱۳۹۴، ۰۵:۳۹ ب.ظ


تو از پیتزای قارچ و گوشت خوشت می آمد و همیشه قهوه ی فرانسه را بدون شکر میخوردی. ماهی یکبار برای چکاب دکتر خانوادگیتان ویزیتت می کرد و ویولون زدن از تفریح های سالمت به شمار می رفت. ولی من از هرچه پیتزا بود حالم به هم میخورد! و نمیتوانستم بدون شکر قهوه بخورم. آخرین باری هم که دکتر رفتم دو سال پیش بود که توی تصادف پای چپم شکست و با اورژانس مرا به بیمارستان رساندند. راستش را هم بخواهی همیشه ویولون و گیتار و سه تار را با هم اشتباه میگیرم! می گفتی : "ما برای هم ساخته نشدیم ... ما اصلن واسه هم نیستیم ... ما به هم نمیخوریم!" آنچه شواهد نشان میداد این بود که تو راست میگفتی. دردناک بود که تو راست میگفتی .. تلخ .. تلخ تر از همه ی قهوه هایی که بدون شکر خورده بودی. راست میگفتی و من هم حرفی برای گفتن نداشتم .. حرفی برای گفتن نداشتم و تو رفتی. رفتی و من توی این چند روز هیچ قهوه ای را با شکر نخورده ام.مرا روی یک تخت خوابانده اند، دستانم را بسته اند و هر روز یک دکتر می آید و مرا چکاب میکند .. راستی! امشب شام پیتزای قارچ و گوشت داریم ...


Photo : @hadissbgh



۹۴/۰۹/۲۳
کامل غلامی

کامل غلامی

نظرات  (۳۰)

۲۳ آذر ۹۴ ، ۱۷:۴۲ فاطیما کیان
این از اون نوشته هایی بود که بلده با دل بازی کنه ...
پاسخ:
البته اون دل هم باید زخمشو دیده باشه .. :)
ما برای هم ساخته نشدیم... و این پایان تلخیه... :( :(
پاسخ:
اگه واسه هم ساخته نشدیم  پس چرا عاشق هم شدیم؟
اصلا چرا همدیگرو دیدیم ؟
+  چرا ظرف مرا بشکست لیلی ؟ ../
نمی دونم ولی پایان های تلخ با این جمله تموم می شه ...و تا همیشه عذاب می ده...
پاسخ:
یه عذابِ الیم ..
۲۳ آذر ۹۴ ، ۱۹:۰۶ انارماهی : )
تلخی ش زیاد بود ...
دهنو میزد
شایدم من الان تو موقعیتِ تلخی ام و این شد وامصیبتا
پاسخ:
اینجور نوشته ها به احساساتِ قبلیِ خواننده بسیار مرتبط است ..
دلم خاست چیزی بنویسم...اما نتونستم
پاسخ:
:)
۲۳ آذر ۹۴ ، ۱۹:۱۵ شاهزاده شب
این نوشته طعم همون قهوه بی شکرو میداد....
پاسخ:
تلخ ..
یاد آهنگ احسان خواجه امیری افتادم:
خدا مارو برای هم نمیخواست
فقط میخواست همو فهمیده باشیم
بدونیم نیمه ی ما،مال ما نیست
فقط خواست نیمه مونو دیده باشیم
پاسخ:
:)
۲۳ آذر ۹۴ ، ۱۹:۳۵ ف.ع ‏ ‏‏ ‏
تقدیرِ ناگزیرِ ناگریز... 
پاسخ:
هعی!
چه قشنگ نوشته بودین ... :(
پاسخ:
ممنونم :)
چقدر قشنگ وصفش کردی...
همیشه آدما بعد رفتن تبدیل میشن به چیزی که اون بودو خودش نبود و به خاطر همون نبودنه رفتن آغاز شده...(چه پیچیده شد :دی)
پاسخ:
ممنونم :)
ولی اون تغییر دردی رو دوا نمیکنه .. هیچ دردی رو ..
دو خط ریل ممتدیم تو حجم این دقیقه ها...
پاسخ:
دقیقا .. ممتد ...
۲۴ آذر ۹۴ ، ۱۱:۳۱ پریسا ایرانی
بیش از حد این با دلم بازی کرد !!
دختری باشی که همیشه لباسات خاکی و دستات زخمه و پسری باشه لای پر قو !! نمیفهمم. .... 
پاسخ:

خیلی فرقه .. خیلی ..
یجور تضاد
ولی گاهی وقتا دوتا چیز متضاد خیلی به هم میان ..!
بگم از اون نوشته هایی بود که خیلی خوب بود؟
پاسخ:
لطف داری :)
مثل همیشه عالی ! حرفی نمیزاری ...
پاسخ:
لطف داری نگین :)
عالی نیاز به کامنت نداره گفتنیارو متن گفته و عکس...
قلمت همیشگی آقای رایمون
پاسخ:
خیلی ممنون بی بی
لطف داری :)
چرا باید یکی رو دوست داشته باشیم که یا ما خیلی فرق میکنه؟غیر منطقی به نظر میاد!
شاید شرطی که برای دوست داشتن کسی باید داشته باشم اینه که نقاط مشترک زیادی با هم داشته باشیم...شاید به اندازه گیتار و سه تار و ویالون
پاسخ:
منطق ؟
جلوی عشق از منطق نمیشه صحبت کرد
کلا عاشقی کارِ آدمای عاقل و منطقی نیست :)
چه خوب فهمیدمش .. :)
گاهی خعلی چیزا علامت نامساوی جلوشه و ما هی اصرار داریم برابرش کنیم .. نمیفهمیم دنیا بهم میخوره . بهم میریزیم همه چیزارو ..
پاسخ:
:)
دنیای ما اندازه ی هم نیست ..
تلخ بود.. 
تلخ تر از قهوهِ بدون شکر..
واقعیتِ تلخی بود.. خیلی :(
پاسخ:
:)
جدای ازینکه از نوشته واقعا خوشم اومد(چون اصلا اهل اینجور نوشه های عاشقانه ی شکست عخشی خورده نیستم) ولی واقعا فشنگ بود:)

اهان داشم میگفتم که جدای از اون مگه میشهههه کسییی پیتزااا دوس نداشته باشههههه اخههه>.<
ای خداااااا
از اخرم نشد باکلاس نظر بزارم:|
پاسخ:
خیلی ممنونم
نظر دادن که باکلاسی نمیخاد :)
آیکون قودت دادن آب دهن، یعنی اینقدر شنیدن اینکه ما برای هم ساخته نشدیم دردناکه؟
آیکون آب دهن قورت دادن و چهره مرعوب... 
من زیاد این جمله رو گفتم...

+ چه زیاد خوب بود این پست
پاسخ:
گاهی وقت ها آره .. دردناک /

+ ممنونم :)
۲۸ آذر ۹۴ ، ۱۹:۰۷ میسـ سیکـ
ما برای هم ساختِ نشدیم :/
حالمو بهم می زنه این جمله :/
همیشه وقتی می رسه به اون حدی که نخوادت این جمله ها یهو نازل میشه از آسمون :/
شِت :/
پاسخ:
:|

:)
۳۰ آذر ۹۴ ، ۱۷:۴۱ ثمین سعیدی نیا
تمام قندهای توی دلم را آب کردم
برای تو
برای تو که 
همیشه چایت را تلخ میخوری!
خاک بر سرت !

+سپیده جدیری


|نمیدونم چرا یادِ این متن افتادم|
پاسخ:
شعر جالبی بود :)
۳۰ آذر ۹۴ ، ۲۱:۴۱ چشم به راهم ...
عجب.....
پاسخ:
:)
زیبا:)
از نظرم مشکلِ همچین برخوردایی کمی حوصلس ، و نگاه به عقب که ببینی همیشه و یادت باشه مقابلِ تو کسیِ که اینهمه راه رو بخاطرت اومده و تغییر کرده تا راه یکی شه :)
واحتمالا الان میتونین گیتار و سه تار رو از هم تشخیص بدی :)
پاسخ:
ممنونم :)
گاهی وقتا هرچقدم تغییر کنی، بعضی وقتا، بعضیا نمیخان ببین این قضیه رو ..
عکسِ بسیار مناسبی یود:) بسی بسیار خرسند شدیم از دیدارش:)
پاسخ:
دست عکاسش درد نکنه :)
این نوشته خیلی خوب بود.
خیلی زیاد خوب بود 
پاسخ:
لطف دارید :)
دردناکتر از جمله ی ما به درد هم نمیخوریم اینه که بشنوی
برو دنبال زندگیت 
پاسخ:
...  :)
۱۱ دی ۹۴ ، ۲۰:۵۴ شقایق وحشی
وای چقدر خوب بود این متن!
پاسخ:
خیلی ممنونم :)
۱۷ دی ۹۴ ، ۱۸:۰۵ دختر حاجی
+ یاد آهنگ پاییز سال بعد از رستاک حلاج افتادم 

++   تلخی ملموسی بود این پست ... از اون طعم های تلخی که همیشه زیر زبونت هست ولی یهو یکی یادت میاره  
+++  اتفاقا برای عشق ک حتمن نباید دو تا آدم شبیه هم باشن...  اینطوری از هم خسته میشن.  تو یه چیزایی باید مکمل باشن، متفاوت باشن.... 
پاسخ:
+ :)
++بدون شکر ...
+++ ولی اگه بیش از حد متفاوت باشن ... خوب نمیشه
۰۲ آذر ۹۶ ، ۲۱:۰۹ std screening near me
با تشکر برای ارسال عجیب و غریب! من واقعا از خواندن آن لذت بردم، شما می توانید یک نویسنده عالی باشید. مطمئن باشید که وبلاگتان را به نشانه گذاری کنید و قطعا در آینده خواهید بود.
من می خواهم یکی را تشویق کنم تا پست های عالی شما را ادامه بدهم، روز خوبی داشته باشم!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">