چشمانِ تو گفتند او دیوانه ی دنیاست
 دیوانگی های جهانم باز پابرجاست
 بانویِ اسفندی تمام فصل ها زیباست
 مجنون تر از پاییز میدیدی زمستان را

 آلوده کردی شهر را، اصلا حواست هست؟
 یک عطر مردانه چرا رویِ لباست هست؟
 و نازو اطواری که خاص ِ خاص ِ خاصت هست
 من همدم ِ شبهایِ بیمارت نخواهم شد
 این عشق ها قبل از تو کابوسی خیالی بود
 عشق ِ نخست تو همان جعفر بلالی بود!
 و جای من یک نقطه ی تو زردِ خالی بود
 از روز اول تو مرا ناچیز میدیدی

دنیای من دنیایِ بی عارِ مریضت نیست
 دنیای من هم قدّ ِ دنیای عزیزت نیست
 من عاشقِ تو بودم و حتی به چیزت نیست!
 مجنون شده لیلا و لیلا هم جنون دارد

 آبی ترین رنگ هوا را زرد می خواندی
 کودک ترینِ کوکان را مَرد می خواندی
 من کاملم، روزی مرا همدرد می خواندی
 یک مَردِ همدردِ سراپا دردِ بی درمان

 در شهر اسم عاشقت را محترم دیدند
 بازاریان صد مشتری دوروبرم دیدند
 فکر و خیالات عجیبی در سرم دیدند
 گفتند: عاقل نیست، او دیوانه ی دنیاست



#کامل_غلامی