آقای رایمون

« وبلاگ کامل غلامی »

آقای رایمون

« وبلاگ کامل غلامی »

آقای رایمون



اصلا مرا برای درس نخواندن آفریده اند

شنبه, ۲۳ دی ۱۳۹۶، ۱۱:۱۶ ب.ظ


براى اینکه شب واسه امتحان بتونم بیدار بمونم از توى قفسه یدونه قهوه برداشتم که بتونه سرپا نگهمون داره. دیدم بدمصب خیلى تلخه از توى همون قفسه گشتم یدونه آبنبات پیدا کردم که داداشم داده بود و چند روزى میشد افتاده بود بین قهوه ها و نسکافه ها. بازش کردم تا بلکم کم کنه تلخیاى قهوهه رو. همینکه یکم آب شد دیدم از این آبنباتاس که وسطش آدامس داره. قهوه رو گذاشتم کنار و آبنباته رو تا آخر خوردم تا برسم به آدامسش. شبیه این معدنچیا که زمین رو مى کَنن براى رسیدن به گنج و فلان. و قهوهه رو هم خالى کردم توى سینک! ظاهرا امشب هم مثل شب هاى دیگه نمیشه درس خوند. اصلا ما رو واسه شب درس خوندن نیافریده خدا. دوران کنکورم همین روال رو طى میکرد بزرگوار.


۹۶/۱۰/۲۳
کامل غلامی

تا از حرفای شما  (۱)

لبخند زنان و مرسی گویان 
همزادپنداری اقا
پاسخ:
مخلصیم

حرفتو بزن

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">