آقای رایمون

« وبلاگ کامل غلامی »

آقای رایمون

« وبلاگ کامل غلامی »

آقای رایمون

و خدا برای هیچ کاری
با ما مشورت نخواهد کرد ...

بایگانی


طرح ولایت، تور مشهد، راهیان نور 

هی روضه میخوانیم در سوگ عمیقی که ...

از بخیه های پاره ی زخمی دیالکتیک 

تا "امریکن پای" و "خداحافظ رفیق" - ی که ...

  

ما قابلیت های فوق العاده ای داریم 

یک مورد اینکه: ما نخورده بیشتر مستیم 

با جنتی هم میشود جک های خوبی ساخت 

دنیا بخوابد، ما که بیداریم، "ما هستیم"

 

با ریش، با ریشه، به هر نحوی که شد بردند 

با جعبه هم بردند، قدری دیر پی بردیم 

از کوی دانشگاه تا کرسنت و مک فارلین 

- ما از خودی گل های بعضا بدتری خوردیم 

 

نسل "روانی چادرت رو از سرت بردار"

نسل "پسر جون دوره ی اندیشه برگشته"

نسل برنزه، نسل ویسکی، نسل همخوابی

"ممد" نبودی شهر ما آزادتر گشته 



یک روز با این هایی و یک روز با آن ها

رندی که از تخریب میترسد بلاکش نیست

سرباز باید پشت دشمن را بلرزاند

شطرنج جای مهره های اهل سازش نیست



#مرتضی_عابدپور_لنگرودی | وبلاگ 21 تیر


۱۶ مهر ۹۴ ، ۱۶:۴۲
کامل غلامی


#مردان_به_همراه_زنان 



۱۳ نظر ۱۶ مهر ۹۴ ، ۱۴:۵۳
کامل غلامی


زندگی مثلِ خیار میمونه
اگه میخوای تلخ نگذره باید بیخیالِ تهش بشی



۱۸ نظر ۱۳ مهر ۹۴ ، ۱۹:۰۷
کامل غلامی


شاید یک قضاوت عجولانه [حذف شد]


۷ نظر ۱۱ مهر ۹۴ ، ۲۰:۴۵
کامل غلامی

اون : اوباما چرا امروز عیدو بهمون تبریک نگفت ؟
من : مگه قرار بود تبریک بگه؟!
اون : خب آخه عیدِ فطر رو تبریک گفته بود
من : اون قضیه اش فرق داشت. اون واسه کلِ مسلمونا بود. ولی این فقط واسه شیعه هاست
اون : عه ؟ اوباما هم سنیه ؟!



۱۲ نظر ۱۰ مهر ۹۴ ، ۱۷:۴۶
کامل غلامی


چون اشک دویـدیم و بـه جایـی    نــرسیدیم                   |بیدل



|  یک پست قدیمی از زمانیکه که مستر رایمون raym0n بود ...



۰۹ مهر ۹۴ ، ۲۱:۲۰
کامل غلامی


مرگ از آنچه فکر میکنید به شما نزدیک تر است! .. به قیافه ات هم کاری ندارد .. چه صدایت خوب باشد و موهایت بلند .. چه بازیگر باشی و خوش تیپ .. یا حتی زمانیکه چند روزی را با خدای خودت خلوت کرده ای و پناه برده ای به خانه اش .. اخیرا هم نشان داد کاپیتانِ تیمی مثلِ پرسپولیس بودن باعث نمی شود کارش با مشکل مواجه شود. او  کارِ خودش را می کند ...



۱۵ نظر ۰۹ مهر ۹۴ ، ۱۴:۵۹
کامل غلامی

وقتی دلت تنگش میشه ، نوشتنت میاد
وقتی می نویسی
دلتنگش میشی ..


۱۴ نظر ۰۸ مهر ۹۴ ، ۰۸:۲۵
کامل غلامی


هوا یکم گرم بود و استاد دنبال ریموتِ اسپلیت میگشت تا روشنش کنه. وقتی بهش گفتم از مهرماه دیگه کولرهارو روشن نمیکنن، نه تنها اخماش نرفت توو هم، بلکه با لبخند گفت: "خوبه، یه نظم خاصی داره دانشکده" از مثبت اندیشیش خیلی خوشم اومد. ولی موقعی که شنیدم یه متخصص بیهوشی، دانشجوهای هوشبرش رو "همکار" خطاب میکنه، با خودم گفتم که نه .. رو این استاد میشه حساب کرد .. سطح تفکراتش بالای خط ماکزیممه ..


۱۴ نظر ۰۴ مهر ۹۴ ، ۲۰:۲۱
کامل غلامی


همیشه منتظریم یکی پیدا شه و لقمه رو بپیچه برامون و آماده کنه و بذاره توو دهنمون ... اونم اگه حس کردیم بابِ میلمون نیست .. اعتراض می کنیم


+ دیالوگی از یک هم اتاقیِ سن بالایِ ناپیوسته توی خوابگاه - ترم پیش


۱۲ نظر ۰۳ مهر ۹۴ ، ۱۴:۵۸
کامل غلامی