آقای رایمون

« وبلاگ کامل غلامی »

آقای رایمون

« وبلاگ کامل غلامی »

آقای رایمون



📚 بیوه‌کشى - یوسف علیخانى

پنجشنبه, ۲۴ خرداد ۱۳۹۷، ۱۱:۰۴ ب.ظ

بیوه کشی



داستان در یکى از روستاهاى حوالى قزوین به نام میلک روایت مىشود. «خوابیده خانم» که دختر یکى از اربابان روستاست خوابهاى آشفتهاى مىبیند که با واقعیت سازگار نیستند. ولى هر چه به عمقِ داستان ورود میکنیم متوجهِ به واقعیت بدل شدن این خوابها مىشویم. یک شب او خوابِ چشمههاى خونى مىبیند که مىجوشند و به جاى آب در آنها خون جاریست. یک روز بوى بدى را احساس مىکند که هیچکسِ دیگر آن را حس نکرده. یک روز خواب مىبیند که اتاقش را تعداد زیادى کبک محاصره کردهاند.
براى این رفتارهاى عجیب دلیل قانع
کنندهاى نمىیابیم. «پیل آقا» و «ننه گل» - مادر و پدر خوابیده خانم - چند سالى مىشود که بچهدار نمىشوند. پس از سالها که مىگذرد و رازونیازهاى فراوانِ ننه گل در مریضخانهى امامزاده روستا طىِ چند شب اقامتش مستجاب مىشود، خداوند به آنان دخترى مىدهد و بهخاطر اقامت طولانى مدت ننه گل در مریض خانه امام زاده نام دخترشان را «خوابیده خانم» مىگذارند.
اژدر (پسرخاله خوابیده خانم) عاشق او مى
شود ولى خوابیده عاشقِ گالشى شده که گله گوسفندهاى پدرش را روزانه به چرا مىبرد. اژدر، بزرگ (گالش) را رقیبِ عشقى خود مىبیند و بارها تلاش مىکند تا او را از میان بردارد. یکبار با حمله به گله و دزدیدن گوسفندان تا اعتماد پیل آقا به او را از بین ببرد. یکبار هم با ناپدید کردن بزرگ در رودخانهى اژدرچشمه و جوشیدنِ خون در رودخانه. بزرگ از بین رفته و این همان خوابىست که خوابیده خانم در کودکى مىدید.
کم کم تمامى خواب
هاى خوابیده خانم به واقعیت بدل مىشود و بسیارى از اعضاى خانواده خود را از دست مىدهد. در انتهاى رمان و پس از اینکه خوابیده، اژدر را با فروکردن چاقو در سینهاش، مىکُشد، به همراه دخترش از روستا مىگریزند تا در جایى زندگى خود را از سر بگیرند که خاطره ها دنبالشان نیایند .



دو نکته در مورد انتشارات:
١. خوشحالم اولین کتاب از این انتشارات خوب بود و دید منفى
م نسبت بهش کمى تخفیف پیدا کرد
٢. کتاباش هنوزم گرونن! دلیلى براى چاپ کتاب با کاغذ تماما سفید وجود نداره و میتونه از کاغذهاى بالک (مثل نشر چشمه) استفاده کنه



بیوهکشى

یوسف علیخانى
نشر آموت
٣٠٢ صفحه
چاپ نهم ١٣٩٦
٢٢.٥ هزار تومان

نظرات  (۳)

۲۴ خرداد ۹۷ ، ۲۳:۲۵ آسـوکـآ آآ
منم خیلی تعریف این کتاب رو شنیدم
باید بخونمش به زودی
پاسخ:
قطعا پشیمون نمیشی از خوندنش. بخون ختما
ممنون. میخریم در اولین فرصت 👍
پاسخ:
قربان شما
دو هفته بعد بیا ازت میپرسما
۲۵ خرداد ۹۷ ، ۲۳:۳۹ بلوط خانوم
نمیدونم میتونم کتاب رو بخرم و بخونم یا نه. اما بیچاره خوابیده خانم. از قبل دانستن آینده، برخلاف چیزی که آدمها تصور میکنن، چیز خیلی وحشتناکیه. اینکه حتی بطور احتمالی بتونی حدس بزنی چه خواهد شد... 
پاسخ:
حتما حتما پیشنهاد میدم بخونینش:))
دقیا. ولی انقدر درد کشید و عذاب دید که دیگه فرصتی واسه این حس وحشتناک نداشت

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">