آقای رایمون

« وبلاگ کامل غلامی »

آقای رایمون

« وبلاگ کامل غلامی »

آقای رایمون



پازلِ سوختن

يكشنبه, ۸ بهمن ۱۳۹۶، ۱۰:۰۱ ب.ظ


پازل سوختن

در گیرودار فیلترینگ و رفع فیلتر تلگرام بودیم که دوستی توی یک از گروه ها پستی را ارسال کرد. پستِ عکسى بود که توی توضیحاتش نوشته بود "نقاشی یک دانش آموز با موضوع مدرسه دلخواه شما"
عکس را که باز کردم تمام تنم مور مور شد. بدنم داغ شد و حس کردم روی پیشانی ام عرق سردی نشسته است. واقعا روی پیشانی ام عرق سردی نشسته بود!
 عکس، تصویری از یک مدرسه ی در حال سوختن را نشان می داد که تعدادی از دانش آموزان توی حیاط آن ایستاده بودند و از سوختنِ مدرسه ابراز شادمانی می کردند.
اگر بخواهیم دقیق تر به نقاشی بنگریم می بینیم که در سمت چپ نقاشی، دانش آموزی که لباسش با بقیه ی دانش آموزان متفاوت است و با فلشی با عنوان "من" نشان می دهد که همان "مینو"ی خالق این نقاشی ست، با لبی خندان و ابروهای توی هم رفته که نشان از عصبانیتش می دهند مشعل آتشی را در دست دارد و شبیه یک پرچم آن را بالا نگاه داشته. دو دانش آموز دیگر نیز به تبعیت از او دقیقا همان کار را انجام می دهند. در سمت راست تصویر دانش آموزِ دیگری برگه های امتحانی را در دست گرفته و داخلِ شعله ی آتشی که کنارِ ساختمان مدرسه است می اندازد. اما نکته ی قابل توجهی که از این نقاشی می توان مشاهده کرد حضور – یا بهتر است بگوییم - "حبس" تعدادی از معلمان در ساختمان مدرسه است درحالیکه مدیر و تعدادی دیگر از معلمان که از نظر مینو "معلم های مهربون" تعبیر می شوند در کنار دانش آموزان توی حیاط حضور دارند و نظاره گرِ سوختنِ معلمان می باشند. مینو این نقاشی را با متنی کوتاه تکمیل میکند: "مدرسه دلخواه ما، یه مدرسه سوختس!"
این تصاویر را در کنارِ جملاتی که چند روز پیش مهران مدیری توی برنامه یِ دورهمی عنوان کرد قرار می دهم. پازلی که به شکل دردناکی در حال شکل گیری ست. و یا شاید در حال سوختن. مهران مدیری در برنامه دورهمی عنوان کرد: "معلمان به همراه آتش نشانان کمترین حقوق را در سطوح دولتی دریافت می کنند"
"معلم، مدیر، مدرسه، آتش، آتش نشان، درآمد." چقدر این کلمات تصویرِ درستی از نقاشیِ مینو می دهند. نه؟
حال باید توی این پازلِ دردناک علت را جستجو کنیم. باید ببینیم منشا این تنفر و حس منفی چیست؟ چرا مینویِ داستانِ ما تا این حد از مدرسه و برخی معلمانش متنفر است؟ این روحیه ی اغتشاش طلبی از کجا سرچشمه می گیرد؟ هر چقدر که به این موضوع فکر میکنم به این نکته می رسم که شاید نداشتنِ انگیزه ی کار و فعالیت در جامعه ی معلمی، اصلی ترین عامل بر رخداد چنین مشکلی است. تصور کنید وقتی دانش آموزی، معلمش را دوست نداشته باشد، حرفش را گوش نمیدهد، درسش را درست نمی خواند و مدرسه رفتن یا نرفتن برایش علی السویه ترین امر ممکن خواهد شد. و از طرفی وقتی معلم انگیزه ی لازم برای تدریس را نداشته باشد، دیگر شرایط و دغدغه های دانش آموز برایش مهم نخواهد بود (هرچند باید به ای نکته اشاره شد که هنوز هم هستند معمانی که با وجود شرایط نامساعد وظایف خود را به نحو احسن انجام می دهند.) از طرفی دیگر تجمیع و تمرکز معلمانِ خوب و باانگیزه در برخی مدارسِ خاص و عدم بهره مندیِ سایر مدارسِ از معلمانِ باانگیزه این شکاف را بیشتر کرده و شاید عاملی دیگر در بروز چنین رخدادی ست.
باید برای رفع این مشکل چاره ای درست اندیشید. شاید بهترین کاری که می شود انجام داد جلوگیری از شکافِ علمی شدید بین مدارس مختلف و حل مشکلات اقتصادی معلمان باشد. باید قبول کنیم معلمانی که توی کلاس، همچون شمع می سوزند، حقشان این نیست که توی نقاشیِ دانش آموزانشان نیز بسوزند.



شماره ٤٤ نشریه دوات


۹۶/۱۱/۰۸
کامل غلامی

نظرات  (۲)

نقاشیش خوب بوده ها ولی!
من به خصوص با اون قسمت مدیره خیلی همزاد پنداری کردم

انگیزه ی معلم تا حد زیادی ب دانش اموز ها و جو و سطح کلاس بستگی داره. ب نظرم بیشتر از نظر مادی بحث معنوی مطرحه. اگ من برم توی دوتا کلاس بخوام تو جفتش ساختار فیلم های کلاسیک و توضیح بدم، قطعا تو کلاسی ک جو بهتری داره منم بیشتر میتونم ب وجد بیام. در حالی ک تو جفت کلاس ها یه میزان از پول نصیبم میشه.
ب نظرم انگیزه ی معلم و شاگرد میسازه
و انگیزه ی شاگرد هم بستگی ب شوقی ک درش هست
شوق ذاتی
یا شوقی ک باید ساخته شده باشه درش
حالا اینک این شوقی ک باید ساخته بشه درش حتما وظیفه ی معلمه، اینو مطمئن نیستم


در کل معلم خیلی خوب بود.
پاسخ:
دقیقا درسته و موافقم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">