آقای رایمون

« وبلاگ کامل غلامی »

آقای رایمون

« وبلاگ کامل غلامی »

آقای رایمون



√ من زیاد به قلبم توجه کردم. خیلی زیاد ..

شنبه, ۱۰ بهمن ۱۳۹۴، ۱۱:۰۸ ق.ظ

 

توی کوچه داشتم قدم می زدم / حال و احوالم چندان تعریفی نداشت / سرم درد میکرد / چشمانم سوزش داشت / دستانم میلرزید / پیرمردی را دیدم/ لبخند زد و به شوخی گفت: "جوون! چته؟ حالت میزون نیست انگاری" / چیزی نگفتم / نزدیک تر آمد / "چرا انقد رنگ و روت پریده؟ دستات چرا میلرزه؟ عاشق شدی؟! " / چیزی نگفتم / دستش را بلند کرد و روی قفسه ی سینه ام گذاشت / "بعله! تند هم که میزنه. حواست خیلی بهش باشه ها ... همین یه وجب گوشت میتونه کلِ بدنت رو نابود کنه .. مواظبش باش" / دانشگاه که میرفتم / استادِ آناتومی میگفت: "قلب  در سمت چپ بدن درون قفسه ی سینه واقع شده و مرکز اصلیِ خون رسانی به همه ی اندام های بدن است. اگر نباشد بقیه ی اندام ها دوامی نخواهند داشت. و اگر اختلالی در آن رخ دهد این اختلال به بقیه اندام ها هم سرایت میکند. از عوارض شایع در اختلال عملکرد قلب میتوان به سردرد، رنگ پریدگی و لرزش دست ها اشاره کرد ...

 

+ آناتومی خیلی به شاعری میتونه ربط داشته باشه .. خیلی میتونی ازش ایده بگیری واسه نوشتن .. ولی من حالم ازش بهم میخوره .. خیلی

۹۴/۱۱/۱۰
کامل غلامی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">