571.


[ این جا قرار بود یک متن در مورد یک هم دانشگاهی نوشته شود. ولی به دلیل بازدید بالای این وبلاگ! و امکان رسیدن این متن به آن هم دانشگاهی، از نوشتنش صرف نظر میکنم. یعنی نوشته ای که یک ربع راجع بهش فکر کرده بودیم را پاک میکنیم. شعر میخوانیم بجاش! ]



+ در فرجه ها گاهی به تو که فکر میکردم

مشکیِ چشمانت به درسم غالبیت داشت

گفتی که حرفِ عاشقانه مالِ بعد از ترم

انگار درس و مشق هایت ارجحیت داشت

                                                            #کامل_غلامی


دوبار ثبت شده پستت

اینم عین بلاگفا شد که :))


اینجاست که گمنام وب نویسی کردن خوبه ! :))

خب معلومه که اول درسا رو باید پاس کرد !!!:))

واسه منی که خوره ی معروفیت هستم گمنام وبنویسی کردن یجور مرگ خاموشه :))

لا اله الا الله:|

:))

کار خوبی کردید
راستش گاهی به دردسرش نمی ارزد!

وقتی میخواندم این حس بهم دست داد که:
معلم رونوشت جزوه را فراموش کرده
میگوید جاش تمرین حل میکنیم...!

دقیقا

جالب بود

بله احتمال اینکه به جای درس بیان وب بخونن زیاده
کاش تو درس و مشقش نیفتین

:)

ای کاش .. ای کاش :))

:)))
ما نیز بسیاری از مطالبمان را این چنین میترکانیم بعد میگن چرا میترکانین:|
خو نمیشه دیگه:|

والا بخدا
پس فردا میخاد همینو چماغ کنه بگه پشت سر من غیبت میکردی! :))

شعر رو دوست داشتم
پست ننوشته مثل حرف قورت داده و گیر کرده توی گلو میمونه 

خیلی ممنونم :)
+ یه قلوپ آب میخوریم، میبره پایین اون حرفو ;)

عجب. این روزا یه پای اینجا میلنگه مثه بقیه جاها. فصل امتحاناست لابد. 
دلتنگ پست های پیشین هستم. 

بدجور درگیر امتحانان بلاگرا :))

+ :) حتما

سلاااااام. 
خیلی خوب میشه اگه برای راحت تر شدن ادامه مسابقه یه پست به اسم " خدای من چه رنگیست " بنویسید. ممنونم 

سلام
کدوم مسابقه ؟

و شعر هم مربوط به همان هم دانشگاهی ـست عایا؟ :))

نه آقا
نه :)))

واسه همینه که دوست داشتم آدرس وبلاگ رو به هیچ کس ندم ... اما نشد ...

نشد ؟

سلام. میدونم کامنتم خیلی یهویی و بدون هیچ پیش زمینه و مقدمه ای هست...بابت بی مقدمه بودن سوالم معذرت میخوام. میتونی هم جواب ندی ولی اگه جواب بدی به تحقیقم کمک مهمی میکنی. لبخند.

: در تمامِ مدتِ زندگیت، در تمامِ مدتی که به عنوان یک انسان فهمیدی که حق زندگی داری و زندگی کردی، و فهمیدی که خدایی هم داری، نظرت درباره ی خدا چی بوده؟ یعنی از اولین لحظه که فهمیدی خدا هست و خالق و پروردگار هست، تا حالا، تعریفت درباره ی خدا، چی بوده؟

سلام
راستش تعریف دقیقی ازش ندارم
چون واقعا نمیشناسمش
مثل خیلی ها
ولی خب اگه بخوام از نظر یه دختر بچه سه ساله نظرمو بگم
خدا
واسه من مثل یه پیرمردهِ مهربون، با موهای جو گندمی و ته ریش هست
که یه اورکت مشکی تنشه و همیشه بخند میزنه
توی جیبش هم پُره از شکلات و آبنبات و آجیل و تخمه و پفک و چیپس
که بدون اینکه ازت توقع داشته باشه همه رو بهت میده
اگرم تموم شد دوباره واست میخره


:)

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
بلاگفا منو نویسنده کرد.
ازش دل نمیکنم
اینجا فقط یه صحفه اس واسه داشتنِ بلاگرهای بیان. و هیچ ارزش دیگری ندارد. هنوزم مینویسم. توی بلاگفا
mr-raymon.blogfa.com






ما کاسه های داغ تر از آش بوده ایم
شیطان زیاد دشمن پروردگار نیست ...
طراح اصلی قالب عرفانه که ادیت شده M r - R a y m o n . B l o g f a . C o m