داشت دایجستیو میخورد و چای مینوشید

رضا صادقی گوش میداد (هوا سوز داره لباست کمه / منو تن کن و توو خیابون بیا ... )
و وبلاگ دوستانش را با دقت مرور می کرد
فرجه ی امتحانات شروع شده بود