456.


تویِ دسته عزادارن جلوی من ایستاده بودند. مردی با لباس سرتاپا مشکی که دختر بچه ای ۵ یا ۶ ساله در بغل داشت. دخترک دستانش را دور گردن پدر حلقه کرده بود و داشت به عزادارن که سینه میزدند و هرازچندگاهی حسین حسین میگفتند نگاه میکرد. پیرهن صورتی و شلوار آبیِ آسمانی رنگی به تن داشت. کفشش از این کشف های سفیدِ پاپیون دار بود و روسری اش کِرِم رنگ بود با گل هایِ ریزِ قرمز. پشتشان ایستاده بودم و بدون اینکه خودم هم متوجه باشم چند دقیقه ای بود به دخترک خیره مانده بودم. مداح داشت از حضرت ابوالفضل میگفت و چند نفری از گوشه ی چشمشان اشک جاری شده بود .. ریتم سینه زدن از دستم در رفته بود و به دخترک که همچنان توی بغل پدرش بود نگاه می کردم. مداح، شور مداحی اش را بیشتر کرده بود و طبل و سنج ها با شدت به هم زده می شدند و زنجیرها بود که از بالا بر شانه ی زنجیر زنان فرود می آمد. و من همچنان محو دخترک بودم .. در همین حال و احوال، دخترک دستانش را از دور گردن پدر خارج کرد. صورتش را درست در مقابل صورت پدر قرار داد و با شوق گونه ی سمت راست پدرش را بوسید. عزاداری به آخرهاش نزدیک میشد و من همچنان داشتم به کار دخترک فکر میکردم. برای اولین بار در عمرم بود که به یک مردِ سرتاپا سیاه پوش حسودی ام می شد ..



ای جانم , زیبا ترین لحظه ی دنیا رو با چشم هات شکار کردی :)

دقیقا .. :)

چقد خوبه که یه دختر داشتن پدر رو تجربه کنه....

منم حسودیم شد ولی به دختر بچه

خیلی .. خیلی :)

ایشالا خدا به شما هم یدونه از این دخدرای خوشگل بده استاد

:)

هم خوش به حال اون پدر.. وهم خوش بحال دخترک...:)

:)

چه جالبه..این که اسمتون ایرانیه...من نمیدونستم که گیلکیه و همش فکر میکردم یه اسم انگلیسیه..!

گیلکیه :)

من با دیدن هر بچه ای پر میشم از حسرت...اما:(
ایا شما نظاره گر عزاداری بودید؟

داشتم عزاداری رو نگاه میکردم
ولی حواسم به دختربچه بود

حسودی هم داره!
منم از این صحنه ها که حس کنم چقدر جای حسودی داره زیاد دیدم.

:)

و حسادت من به سنِ دختربچه‌ای ک هنوز وارد بازی نشده ..

:)

کل این متن عشق بود. بچه، پدر، حسین، علاقه ی یک مرد به بچه.
می دونید اغلب زن ها شیفته ی نگاه پسر ها به دختر بچه ها میشن؟ نگاه پاکی که فقط به بچه بودنشون نگاه می کنه.

همه ی مردها شیفته ی دخترها میشن .. :)

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
بلاگفا منو نویسنده کرد.
ازش دل نمیکنم
اینجا فقط یه صحفه اس واسه داشتنِ بلاگرهای بیان. و هیچ ارزش دیگری ندارد. هنوزم مینویسم. توی بلاگفا
mr-raymon.blogfa.com






ما کاسه های داغ تر از آش بوده ایم
شیطان زیاد دشمن پروردگار نیست ...
طراح اصلی قالب عرفانه که ادیت شده M r - R a y m o n . B l o g f a . C o m