روبانِ مشکیِ رویِ عکست

باعثِ مرگِ سردِ این خونه اس

رفتی و چند ساله این مَردم

میگن این زن خُله، یه دیوونه اس

 

یه دیوونه که عاشقت بوده

با چشاش شهرو گشت دنبالت

یه زنِ گیج و منگ و نامفهوم

که زنی رو ندید توو فالت

 

رفتی و چند ساله سیگارت

رویِ فرشای خونه جا مونده

عطر تلخی که میزدی هر روز

این زنو مثل ِ مرگ خوابونده

 

رفتی اما یه چیزو فهمیدی

اینکه زنها یه پا خودِ مَردن

پایِ عشقی که زندگیشونه

چنگ و دندون زدن وَ پابندن

 

مَردمِ شهرِ تو نمی فهمن

خنده هاتو که میکُشن من رو

مردمِ شهرِ من نمی دونن

ارزش ریل راه آهن رو

 

رفتی با آخرین قطارِ شهر

منتظر موندم و چشام خونه

رفتی با ساکِ دستیِ سبزت

بعدِ تو کلِ شهر بارونه

 

دکلمه این ترانه را گوش کنید[Download]

ازنازنین هاتفی- وبلاگنقاشی روی ورق های خط دار